حرفهای تکراری

فال

ورق ها را هزار بار جمع کردم و از نو چیدم اما هیچ خبررسانی از امید و بازگشتن حرفی نزد . کارت ها را زیر رو می کنم تا شاید رد نوری از دری گشوده به روزهای تازه باشد ونیست . هیچ نیست .
هر چه هست روزهای طولانی و دلتنگ است و ساعتهای پریشان انتظار و حضوراین باد سرد فراموشی که آمده است آخرین ردپای عشق را هم ببرد .....
.
نوشته شده در Thursday October 18, 2007

+   مریم رضائی ; ۱:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir