حرفهای تکراری

خوابزده

بی خوابی به سرم زده است و خواب عجیب دور است . دور .
چشمهایم در عمق تاریکی طرح می سازد و بر هم می زند . به گمانم می رسد این خیره ماندن به تاریکی رنگ انتظار دارد و از انتظار دیگر به هیچ شکلش دل خوش ندارم . حتی اگر برای آمدن خواب باشد .
بلند می شوم به کنار پنجره می روم و به عمق شب و آسمان تیره اش خیره می شوم .کوچه عجیب مهربان و پذیرا به نظرم می آید.هوس می کنم که از پنجره خم بشوم .خم بشوم و دستهایم را آویزان درتاریکی کوچه رها کنم .
خم می شوم ...... موهایم در عمق شب رها می شوند و بر دیوار آجری قدیمی خانه دست می سایند . دستهایم رهایند و چشمهایم فقط تیرگی کف کوچه را می بینند.چقدر دلم می خواهد در عمق شب رها بشوم.به خیالم می رسد تصویر رها شدگی گیسوانم بر دیوار پیر آجری باید سخت زیبا باشد . چشمهایم را می بندم تا روحم به عمق شب بیاویزد و سبک تر شود . دلم باز هم رهایی می خواهد ......
نمی دانم چقدر طول می کشد . نمی دانم در آن حال چه فکرهایی از ذهن خسته ام می گذرد . صدای پای غریبه ای در شب مرا به تلاطم برخاستن می اندازد.
دستهایم را بالا می آورم ، به لبه پنجره تکیه می دهم و خودم را بالا می کشم ، باز به عمق تاریکی ملال آور اتاق می رسم .دلم تنگ تر از آن است که اتاق تاریک را زمانی دراز تاب بیاورد ..
به پنجره پناه می آورم و بر لب آن می نشینم وزمانی دراز خیره به ستاره های دور می مانم . خیره به رنگ تیره و گرفته آسمان شب تهران . خودم را به نگاه نگران ستاره ها می سپارم و به نظرم می آید نگاه ستاره ها به اندازه دلم گرفته است . نمی دانم چند وقت است به آسمان نگاه نکرده ام . .... شاید مدتها. شاید از دور ترین سالهای ابتدای جوانی.
امشب عجیب سرگردانم و کلافه و دوری ستاره ها کلافه ترم می کند . روحم دلش برای هوای بیرون تنگ است ودستهایم تجربه رهایی را هنوز مزه مزه می کنند .نسیم خنکی دستی مهربان بر صورتم می کشد و می گذردو دلم را با خودش به دور می برد . دور آنقدر دور که دیگر خیال کسی هم نباشد . گاهی خیال رهایی از خیال بودن حضوری در کنارت هم شیرین تر است ...
باد آرام و مهربان لای شاخه های درختان حیاط می پیچد وبه سراغ موهای آشفته ام می آید .نوازشش در دلم هزار در باز می کند و صدای اذان آرام و با وقار در گوشم می نشیند .
افسوس که شب مهربان رهایی من چه زود به خانه صبحش می رود..... دلم اما هنوز هم تنگ است .
نوشته شده در Saturday September 15, 2007

+   مریم رضائی ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir